تبلیغات، بازاریابی پارتیزانی (چریکی)

 

بازاریابی پارتیزانی ( Guerilla Marketing )، روشی نامنظم و غیرمعمول در انجام فعالیت‌های تبلیغی ترفیعی است که بر مبنای یک بودجه بسیار کم پایه ریزی می شود. این تبلیغات، گاهی به گونه‌ای طراحی می‌شود که مخاطب از وجود آن بی‌اطلاع است و حتی می توان گفت که نوعی از انواع بازاریابی پنهان است. در واقع بازاریابی پارتیزانی، روشی برای کسب حداکثر نتیجه، با به‌کارگیری حداقل منابع است که می تواند، ابتکار و نوآوری ( به همراه شکستن قوانین و عرف بازار) را برای شما به ارمغان آورد و راهکارهایی نو را در مقابل روش‌های معمول بازاریابی سنتی موجب شود.

در شرایط متغیر کنونی، دیگر رویکرد بازاریابی سنتی نمی تواند پاسخگوی خوب و منعطفی در حوزه های تجاری گوناگون باشد و شناسایی رویکردهای جدیدی برای مواجهه با این تحولات، ضروری می باشد.

این روش به این سوال اساسی پاسخ خواهد داد که چگونه یک مؤسسه کوچک با بودجه اندک می‌تواند با شرکت‌های بزرگ‌، رقابت کند؟

امروزه اکثر کسب و کارها (به خصوص کسب و کارهای کوچک و نو پا که با محدودیت منابع مالی مواجه هستند)، در جستجوی روش هایی نوین برای انجام بهینه تبلیغات، در راستای کاهش هزینه ها و در عین حال، افزودن ارزش به محصولات و خدمات خود هستند تا بتوانند حداکثر سود لازم را جهت بقا و ثبات خویش در بلندمدت کسب کنند.

بین بازاریابی پارتیزانی و بازاریابی سنتی، تفاوت ‌های بسیار زیادی وجود دارد. فرق اصلی بین این دو، در تاکتیک های بازاریابی پارتیزانی است که بر خلاقیت، روابط خوب و رضایت تأکید دارد.

 

۴

 

ویژگی اصلی تبلیغات پارتیزانی :

۱- در ابتدا لازم می دانیم، به ویژگی اصلی بازاریابی پارتیزانی، یعنی خلاقیت اشاره کنیم. این خلاقیت، باید به صورت کاملا هدایت شده‌، اهداف تبلیغاتی را برآورده نماید. گاهی ممکن است ایده‌ای هوشمندانه، بازاریاب را به وجد آورد، اما نباید فراموش کرد که این ایده‌ها در نهایت باید به فروش و سودآوری تبدیل شوند. بنابراین در ابتدای امر، تبیین یک «استراتژی خلاق» لازم و ضروری است. استراتژی خلاق باید تمام مصالح بازاریابی را در بر‌‌گیرد و بر روی پیام و محتوای اصلی که هویت تبلیغات را می‌سازد، تمرکز داشته باشد.

۲- تبلیغات پارتیزانی یا چریکی مبتنی بر اصول روانشناسی می باشد و در واقع سعی می شود، آن گونه‌ که انسانها می‌اندیشند و قضاوت می‌کنند، بنا نهاده شود.

۳- در این مدل از تبلیغات، تاکید بر روی سودآوری است و تنها افزایش فروش مد نظر نیست.

۴- یک روش خوب برای اندازه‌گیری در این روش، سنجش تعداد رابطه‌ای است که در مدت زمان مشخصی ایجاد شده است.

۵- تبلیغات چریکی نیروها، زمان و انرژی خود را صرف بازار هدف و مخاطبین خود می‌سازد تا یک بازاریابی انبوه و هدف قرار دادن جامعه‌ای بزرگ.

۶- در بازاریابی پارتیزانی، برای توسعه کسب و کار تاکید بر سه مورد اصلی می باشد:

ایجاد روابط جدید، افزایش تعداد معاملات با مشتریان فعلی، افزایش حجم معاملات با مشتریان فعلی.

۷- در بازاریابی پارتیزانی به جای رقابت برای حذف رقبا از بازار، سعی بر همکاری با دیگر کسب و کارها می باشد.

۸- بازاریابی پارتیزانی از عناصر مختلفی تشکیل شده است، که همگی به یکدیگر ربط دارند، با هم کار می کنند و یکدیگر را تقویت می‌کنند.

۹- تکنولوژی، از ابزارها و اهرم های اصلی بازاریابی چریکی (پارتیزانی)  می باشد و باید از تکنولوژی برای رسیدن به سود بیشتر استفاده شود.

۱۰- به جای پول و سرمایه، ورودی اصلی این نوع از بازاریابی ، صرف زمان و انرژی است.

۱۱- پیام‌های بازاریابی (تبلیغاتی)، به گروه‌های کوچک ارسال می‌شود، نه پیام های انبوه به جامعه های بزرگ!

۱۲- بازاریابی پارتیزانی، بیشتر به اشخاص می‌پردازد تا به اشیا. برای درک بهتر شرایط موجود، باید نقطه نظر کارمندان و همکاران در نظر گرفته شود. برقراری روابط بهینه با سایر افراد، به منظور شناسایی بهتر آنها، می‌تواند باعث افزایش انعطاف‌پذیری اشخاص شود و این هم یکی از ویژگی های بازاریابی پارتیزانی محسوب می‌شود.

چیزی که خيلي مهم به نظر می رسد اين است که نمونه های این نوع از تبلیغات،  با وجود جذابیت بالا و احساس ضرورت به کارگیری آن در ایران، به ندرت در کشورمان دیده می شود. هدف این روش برقراری ارتباط با افراد است، مثلا در حالی که افراد منتظر کار خاصی نظیر سوار شدن به اتوبوس هستند، توجه انسان در حالت انتظار به اطراف بیشتر می شود، تابلوها را با دقت بیشتری می‌خواند و با محیط ارتباط بیشتری برقرار می‌کند.

۸

 

مراحل اجراي بازاريابي پارتيزاني :
۱- بازار را جستجوکنيد. جست و جویی جامع شامل جستجوي بازار، محصول، خدمت، گزينه هاي رسانه اي، رقبای موجود، مشتري ها، تکنولوژي، و همچنین مزيت هايي که مي تواند حاصل سازد و حتی نتیجه ترکيب شدن با شرکاي بالقوه
۲- فهرستي از سودها و مزيت ها بنويسيد. فهرستي از مزيتهايي را که سازمان ارائه مي کند، تهیه کنيد. اين کار شامل دعوت کردن مشتريان به بحث و مشارکت در تکميل فهرست با ذکر مزيتهايي است که شرکت قبلا آنها را مزيت تلقي نکرده بود. با اين فهرست، می توانید مزيت رقابتي خود را تعريف مي کند. اين ويژگي منجر به اتخاذ تصميماتی مهم در زمینه سياست اصلي برنامه بازاريابي مي شود.
۳_ حربه هاي بازاريابي را که شرکت تان قرار است در حملات خود به کارگیرد، انتخاب کنيد. در مورد ترتيب و اولويت بکارگيري اين حربه ها تصميم گيري کنيد. چه کسي مجري خواهد بود و حربه ها را پيگيري خواهدکرد و تاريخ دقيق اجراي هر حربه چه زماني خواهدبود؟
۴_ برنامه بازاريابي طراحي کنيد. بر اهداف خاص بازاريابي شرکت، تمرکزکنيد که شامل “استراتژي هاي خلاقي” که براي ارسال پيام به بازارهاي هدف به کارگرفته مي شوند.
۵_ يک تقويم بازاريابي پارتيزاني ايجادکنيد. تصميم گيري و اجتناب از حوادث، از اين طريق آسان تر خواهدشد.

۶_ تصمیمات و تنظيماتي را با شرکاي بازاريابي به شکل ترکيبي اعمال کنيد. اين کسب و کارها يا شرکا ضمن به اشتراک گذاشتن هزينه هاي بازاريابي، مي توانند به توسعه تجارت، از طريق افزايش عرضه بازار، کمک کنند.
۷_ حمله تبلیغات پارتيزاني را با اجراي حربه هایتان، آغاز کنيد. همه حربه ها را يک باره اجرا نکنید. حمله را با سرعتي مناسب (هم به لحاظ هيجاني و هم مالي) اجراکنيد.
۸- حمله را حفظ و پشتيباني کنيد. حمله يا عمل آني و کوتاه، نتیجه آني هم ارائه مي دهد. شرکتي ممکن است برنامه بازاريابي را با رويکردي بلندمدت دنبال کند، ديگري ممکن است که آن را رها کند. شرکتي ممکن است به حفظ و پشتيباني از موقعيت حمله بپردازد، تا جایی که با کسب اطمينان کامل (که مورد نياز پارتيزان ها جهت پيروزي است)، به نتيجه برسد.
۹- حمله را ارزيابي کنيد. سنجش اثربخشي بازاريابي و برنامه های تبلیغاتی، امري حياتي است و اگر سازماني بتواند آمار و ارقام را به اطلاعات تبدیل کند، خواهد توانست، میزان اثربخشي بودجه بازاريابي تا حد زیادی درک کند. تنها با بررسی نوع حربه هاي کاربردي و اين که کداميک نمي توانند ويژگيهاي مطلوب را حداکثر و ويژگيهاي نامطلوب را به حداقل برسانند، مي توان سنجشي مناسب، انجام داد. ايده مناسب در اين زمينه، آگاهي داشتن از همه حربه های ممکن و بکارگيري مواردی است که متناسب با کسب و کار شما هستند تا تنها حربه هايي که خود را در عمل به اثبات رسانده اند، به کار گرفته شوند.
۱۰- حمله را در تمامی زمينه ها بهبود ببخشيد. بودجه، پيام، انتخاب رسانه و حربه ها را بهبود ببخشيد. هرگز تغيير و تحول ايجاد نکنيد، بلکه سعی کنیدروند را بهبود دهید.